راهنمای مطالعه
فیلم انگل چاقویی برهنه بر قلب بورژوا
فیلم انگل در سال ۲۰۱۹ به معنای واقعی کلمه، تمام جوایز را درو کرد؛ و چه دلیلی از این بهتر که ما در این مطلب به بررسی این فیلم بپردازیم؟
وقتی فیلم انگل جایزه نخل طلای جشنواره کن را برد، کمی کنجکاوی ما را برانگیخت. با بردن گلدن گلوب برای بهترین فیلم خارجی زبان، این فیلم حسابی بر سر زبان ها افتاد. اما این فیل با بردن ۲ جایزه اسکار در رشته های اصلی بهترین فیلم خارجی زبان و بهتربن فیلم به ما نشان داد که با یک فیلم عادی روبرو نیستیم و قرار است با فیلم سینمایی فوق العاده ای مواجه شویم. (انگل اولین فیلم غیر انگلیسی است که برندهٔ جایزه بهترین فیلم آکادمی اسکار شد)
علاوه بر این، این موضوع باعث شد از خودمان بپرسیم مگر این فیلم چه چیزی دارد که این قدر تماشایی است؟!
بعد از دیدن این فیلم با خودتان فکر می کنید کاش بقیه جوایز دنیا هم به این فیلم تعلق می گرفت. این فیلم شاهکاری از کارگردان تحسین شده سینما، بونگ جون هو است. این فیلم نقدی تیز و برنده دارد که تا مغز استخوان نفوذ میکند و تا مدتها در ذهنتان جولان میدهد.
فیلم انگل این واقعیت تلخ را به ما یادآوری میکند که نظام فئودالی (سیستم ارباب و رعیتی که ارباب در آن همه کاره است) از بین نرفته است.
طبقه بورژوا (ثروتمندان تازه به دوران رسیده ای که اکثرا فرهیخته و تحصیل کرده نیستند) سالم تر و زنده تر از همیشه پا برجا است و مهم نیست چقدر تلاش کنیم؛ جامعه جایگاه های مشخصی برای همه تعیین کرده که محال است بتوانیم به اصطلاح پایمان را از گلیممان دراز تر کنیم. اسم انگل، براستی که انتخاب هوشمندانه ای برای این فیلم است. این فیلم از جمله کارهای شخصی کارگردان است و همه ما خوب می دانیم که آثار شخصی همیشه بیشتر از آثار استدیو پسند به دلمان راه پیدا می کنند.
شاید در مورد توییت جنجالی دونالد ترامپ در مورد فیلم انگل هم شنیده باشید دونالد ترامپ از انتخاب فیلم انگل، بوسیله آکادمی اسکار به عنوان بهترین فیلم سال، به شدت انتقاد کرد و گفت: اصلا این فیلم درباره چه بود؟ این فیلم به زبان کره ای است و زیرنویس انگلیسی دارد. بونگ جون-هو در واکنش به دونالد ترامپ،در توییتر خود نوشت: قابل درک است او نمیتواند بخواند؟
اگر بخواهیم فیلم را درک کنیم، باید کمی با زاویه دید کارگردان آشنا شویم. با «پاسخ از ما» همراه باشید.
بونگ جون هو کیست؟
بونگ جون هو کسی است که نظرتان را درباره سینمای کره عوض میکند. به قول تارانتینو، کارگردان فیلم روزی روزگاری در هالیوود، او اسکورسیزی سینمای آسیا است. از این کارگردان انتظار نداشته باشید که یک کِی درامای کلیشه ای (سریال های عاشقانه کره ای یا اصطلاحا سریال های آبکی کره ای که نهایتا ۲۴ قسمت دارند) از یک پسر پولدار که عاشق یک دختر فقیر است بسازد.
بونگ جون حقیقتی زشت و عریان را از کره به نمایش می گذارد. او کسی است که می گوید کره در کی پاپ های مشهور (ستارگان موسیقی پاپ کره) با صورت زیبا و اندام های اغراق آمیز و درام های آبکی خلاصه نمیشود.
بونگ جون هو اولین بار با فیلم خاطرات قاتل (Memories of Murder) نظرمان را به خودش جلب کرد. فیلم خاطرات قاتل فیلمی است که براساس ماجرای واقعی یک قاتل زنجیره ای در کره ساخته شده بود. کافی است به پوستر این فیلم در اینترنت نگاهی بیاندازید. انگار میگوید: هی، قاتل تویی! یک مقاله جداگانه باید به بررسی این فیلم اختصاص داده شود و در این مطلب فرصت کافی برای پرداختن به آن وجود ندارد.
پس کمی صبور باشید تا در محتوایی جداگانه به بررسی این فیلم ارزشمند بپردازیم. بونگ جون هو برای دومین بار با فیلم میزبان (The Host) بازگشت و حسابی درگیرمان کرد. فیلم میزبان فیلمی درباره هیولایی بزرگ است که از دل یک جامعه مریض و تاریخ سیاسی کره برخواسته و استعاره هایش مو به تنمان سیخ میکند.
اختلاف طبقاتی، سلطه سیاست های آمریکا بر کشورش، آدم هایی که از سر درماندگی باید به نقش بازی کردن روی بیاورند و در این راه حتی دست به خشونت هم می زنند، در بطن ژانرهای گوناگونی که بونگ جون هو کار می کند، به نوعی امضای پای آثارش هستند. نمی توان ژانر مشخصی را برای کارهای او تعریف کرد، چرا که او ورای کلیشه های ژانر عمل می کند.
بونگ جون هو با فیلم اوکجا، سینمای بین الملل را تجربه کرد. بعد از این فیلم بود که تصمیم گرفت فیلمی کاملا کره ای بسازد. و این آغاز ساخت یک فیلم همه چیز تمام شد؛ فیلم انگل.
چرا نام انگل، برای این فیلم انتخاب شده است؟
انگل چیست؟ موجودی که به بدن میزبان می چسبد و از او تغذیه می کند. مثل یک کرم. انگل زندگی رقت باری دارد، اما تا جایی که بتواند دوام بیاورد و زنده بماند، این موضوع برایش اهمیتی ندارد.
ما در فیلم انگل با اثری سرشار از مضامین اجتماعی طرفیم. فیلمی که با تیغه ای برهنه هم به جامعه حمله می برد و هم به سیاست. هم مدرنیته را می بیند و هم سنت های کهن را. فیلم از لحظه شروع می داند می خواهد به کجا برود و در این راه مخاطب را با دهان باز به دنبال خود می کشاند.
حال فهمیدید که چرا «پاسخ از ما» فیلم انگل را چاقویی برهنه می بیند که بر قلب طبقه سرمایه داری یا بورژوا فرو می رود؟ جواب ساده است. این فیلم به طبقه سرمایه دار یاد آور می شود که جایگاه باد آورده شان بسیار متزلزل است و تا حدودی سطح فکری آنان را به ریشخند می گیرد.
محور اصلی فیلم دو خانواده کیم و پارک هستند. جالب است بدانید این دو فامیلی در کره، بیشترین فراوانی را دارد. پس هر دو معرف نیمی از جامعه هستند. خانواده آقای کیم، شامل یک پسر و دختر بالغ و همسرش هستند. وضع مالی این خانواده در حد فاجعه است. خانواده آقای پارک، شامل همسرش، دختر نوجوانش و یک پسر خردسال با زندگی اشرافی و متمولانه است.
داستان فیلم انگل
فیلم با ۳ سکانس ابتدایی، میخکوبتان می کند.(هشدار اسپویل)
در پلان اول ما پنجره ای را می بینیم که کف خیابان قرار دارد؛ یعنی در واقع نشان دهنده نوعی از زندگی است که از کف خیابان هم پایین تر است. با همین پلان می توان به وضعیت خانه تا حدودی پی برد، اما قرار است کمی بیشتر به وجد بیاییم.
در همین سکانس پسری را می بینیم که گوشی از برند ال جی را در دست دارد. ال جی از شناخته شده ترین برند های کره در جهان است! در تضادی استعاری، پسر در تلاش است تا به اینترنت وصل شود، اما نمی تواند. عجیب نیست که در کشوری با رکورد سریعترین اینترنت در جهان، ما شاهد تقلای فردی برای اتصال به اینترنت باشیم؟
پسر همچنان که گوشی اش را بالا گرفته، از کنار کتابخانه ای رد می شود. کتابخانه ای در خانه ای با آن وضع و حال و تقلای بی وقفه پسر برای اتصال به اینترنت. آیا آن ها خانواده ای با بهره هوشی پایین هستند؟ یا فقرشان ناشی از بی عدالتی است؟ آیا حقشان حضور در چنین جایگاه اجتماعی است؟
در ادامه یک مدال نقره کشوری در رشته پرتاب وزنه را روی دیوار خانه می بینیم. مادر خانواده یک قهرمان کشوری است؛ دلیل دیگری بر مهارت بالای خانواده و نقدی بر حمایت ضعیف دولت از ورزشکاران. سپس در راهرو با یک تابلو که نوشته ای ارزشمند بر روی آن نوشته شده، روبرو میشویم. تابلوی خطاطی در این خانه؟ گویا حتی در این وضع اقتصادی ارزش یک سری سنت ها همچنان حفظ شده است.
پدر در حال خوردن نان است که متوجه می شود سوسکی نیز دارد از نان تغذیه می کند. اولین ارجاع به انگل بودن و زندگی حشره وار خانواده در این جا است.
در این بین پدر به پسر توصیه می کند: «موبایلت را بالاتر بگیر». منظور از این جمله پدر خانواده این است که اگر میخواهی دسترسی بهتری به اینترنت داشته باشی، باید سطح اجتماعی خودت را بالا ببری… اینترنت برای سطح اجتماعی ما نیست. برای داشتن اینترنت حداقل باید کف خیابان باشی. بعد صحنه ای خیره کننده از راه می رسد. توالت خانه از سطح زمین بسیار بلندتر است و تقریبا همسطح خیابان است. انگار فیلم با یک دهن کجی می گوید که توالت از این خانواده جایگاه اجتماعی بهتری دارد و عجیب تر این که اینجا اینترنت هم آنتن میدهد!
در صحنه بعدی، خانواده کیم در انبوهی از جعبه های پیتزا نشسته اند. آن ها در حال تا کردن جعبه ها هستند تا از این کار پول ناچیزی دریافت کنند. سم زدایی خیابان دومین ارجاع به زندگی حشره وار این خانواده است. حکومت در حال پاکسازی حشرات از خیابان ها است. یا شاید هم در حال پاکسازی انسان هایی است که با زندگی این چنینی به حشره تبدیل شده اند؟ در اینجا به پیشنهاد کیم پدر، پنجره باز گذاشته می شود تا مجانی خانه را هم سمپاشی کنند.
یک حرکت انگل وار دیگر از پدر خانواده. در این صحنه همه در دود محو میشوند و به سرفه میافتند؛ بجز کیم پدر، که سعی در پیدا کردن راهی برای سریعتر تا زدن جعبه های پیتزا دارد. گویی این انگل خیلی مقاوم است و این سم زدایی را خیلی به حساب نمی آورد.
شروع سوالات اساسی
در سکانس دوم، شخصیت جدیدی وارد می شود، زنی که قرار است جعبه پیتزاها را تحویل بگیرد، اما مشکلی در این میان وجود دارد. این جا است که مادر خانواده می پرسد: «دقیقا مشکل چیست؟». براستی مشکل این خانواده چیست؟ این اولین سوال اساسی در فیلم انگل است.
زن می گوید: «از هر چهار بسته، یکی از آنها بد تا شده و بدرد نمی خورد. متوجه می شوید؟». خانواده کیم خانواده ای ۴ نفره است؛ این یعنی این که یک نفر کار خود را به درستی انجام نداده است. اینجاست که نگاه ها به سمت پدر خانواده بر می گردد. انگار آنها می خواهند بگویند دلیل ورشکستگی این خانواده هم همین فرد است! در اینجا مادر از کوره در میرود، چون قرار است ۱۰ درصد از دستمزد آن ها کم شود. درست همین جا است که ماهیت انگل وار آنها دوباره پررنگ می شود.
پسر و دختر باهوش خانه، زن را دوره می کنند و با صحبت های هدف دار جو را عوض می کنند. « مشاهده میزبان، دوره کردن میزبان و در نهایت پذیرش میزبان! ». این کار انگل هاست.
در سکانس بعدی می بینیم که مردی ولگرد برای ادرار کردن، به پنجره خانه آن ها نزدیک می شود. پدر و پسر این اعتماد به نفس این را ندارند تا ولگرد را از این کار منع کنند، ولی دوست دانشجوی پسر خانواده، با شجاعت بر سر ولگرد فریاد میزند. در همین سکانس است که با یکی از نمادهای مهم فیلم آشنا میشویم، سنگ خوش شانسی! سنگ در جعبه ای لوکس و چوبی است که قفل آن به شکل یک ماهی طلایی است. ماهی طلایی در ملل شرق آسیا، معنای ثروت میدهد. این سنگ در ادامه فیلم به عنصری کلیدی تبدیل می شود.
دوربین در سکانس اول از خانه بیرون نمی رود، در سکانس دوم وارد خانه نمی شود و در سکانس سوم، دوباره از خانه خارج نمی شود. این گونه میزانسن ها و حرکات دوربین در فیلم های خوب به هیچ وجه اتفاقی نیست. این فقط ۱۰ دقیقه اول فیلم بود. هنوز کنجکاو نشدید؟!
خانواده باهوش!
کتابخانه، آن تابلوی خطاطی، مدال نقره زن و توانایی پسر و دختر خانواده در متقاعد کردن دیگران به ما چیزهایی را در خصوص فیلم گفت. آن ها به هیچ وجه یک خانواده کم هوش نیستند. بلکه برعکس، بسیار باهوشند و قطعا لایق این جایگاه اجتماعی سطح پایین نیستند. پس تعجبی ندارد که می بینیم دختر خانواده به فتوشاپ مسلط است و می تواند یک تاییدیه تحصیلی برای برادرش جور کند. اصولا آدم های فقیر، راه های دور زدن قانون را به خوبی بلدند، چرا که بر حسب نیاز باید آن را فرا بگیرند. شاید در یک نگاه سطحی بگوییم این خانواده فقیر چطور با فتوشاپ و تکنولوژی آشنا است؟! اما دقت کنید. ما در سکانس قبل دیدیم که پدر خانواده عامل ورشکستگی و عقبگرد خانواده است.
میزبان وارد می شود
پسر خانواده به واسطه دوست دانشجویش، قرار است تا در یک خانه اشرافی، به دختر نوجوان صاحب خانه، انگلیسی یاد بدهد. این جا است که وارد خانه میزبان انگل ها میشویم. خانواده ای از طبقه بورژوا. در ابتدا، فضای خانه به ما اطلاعاتی میدهد. عکس های پدر خانواده را ما در این خانه می بینیم که شخصی با تحصیلات است، شغلی پر درآمد دارد و حتی در نیویورک هم مطرح شده است. اما پدر تنها در عکس ها حضور دارد. در اینجا خدمتکار خانه به آنها می گوید که خانم در حیاط خواب است. زنی که در این وقت روز به خواب رفته، از همه جا بی خبر است. کمی جلوتر متوجه می شویم که این زن به شدت ساده لوح است. ساده لوحی همین زن است که به اصطلاح شرایط انگل را برای چسبیدن به میزبان راحت می کند.
در سکانس بعدی می بینیم که پسر خانواده کیم، به علم موفقیت آگاه است و از یک سخنرانی انگیزشی برای تحت تاثیر قرار دادن مادر ساده لوح خانواده پارک، استفاده می کند. پس باز هم این سوال مطرح می شود: «چرا پسر چنین موقعیت اجتماعی پایینی دارد؟». در این جا خود پسر به این سوال ما جواب میدهد: « قدرت. تو قدرت لازم داری».
در سکانس بعدی می بینیم که مادر خانواده پارک، با اینکه از نحوه تدریس پسر خانواده کیم به دخترش راضی است، اما باز هم در پرداخت دستمزد او خساست به خرج میدهد و بخشی از پول را از پاکت بر می دارد.
در اینجا خوب به فضای اطراف دقت کنید. تعداد چمدان ها و کیف های مارک، واقعا چشمگیر است. این از انتقاد های مستقیم فیلم انگل به مصرف گرایی طبقه سرمایه داران است. نگاه با منت سرمایه داران به فقیران زمانی پررنگ تر می شود که مادر ثروتمند از دستمزد واقعی پسر کم کرده است. او همینطور به دلیل این که مبلغ پرداختی اش به پسر را به خاطر تورم افزایش داده است، این موضوع را به او گوشزد می کند و بر سرش منت می گذارد! اگر دقت کنید در اینجا پسر فقیر نماینده قشر تحصیل کرده در مقابل طبقه ثروتمند جامعه است.
انگل با میزبان انس می گیرد.
پسر فقیر خانواده کیم در سکانس بعدی با میزبان خود بیشتر صمیمی می شود. او حتی خود را یک پیشاهنگ بالفطره جا می زند! در تعریف یک پیشاهنگ اصلی ترین خصوصیت، اعتماد بنفس بالا عنوان شده است.
پسر از ضعف و نادانی زن ثروتمند استفاده می کند و شروع به تکثیر انگل های بیشتر می کند. او از علاقه مادر خانواده پارک به نقاشی های نامفهوم پسرش استفاده می کند تا خواهرش را که تحت عنوان دختری به اسم جسیکا که از دانشگاه معتبر ایلینوی فارغ التحصیل شده معرفی کرده، وارد خانه میزبان کند. او از این حقیقت که مادر خانواده ثروتمند ساده لوحی بیش نیست که حتی متوجه نمیشود نقاشی پسرش هنر مدرن نیست و تنها انعکاسی از وضعیت آشوب روحی اش است، به بهترین نحو استفاده می کند. پسر بچه اصلا در سنی نیست که درکی از هنر مدرن داشته باشد.
دقت کنید که مادر اصلا به راست و دروغ بودن اطلاعات شک نمی کند! فقط کافی است از اسامی دهن پر کن استفاده شود تا اعتماد او جلب شود.
دختر خانواده هم بعد از ورود، با نقشه ای حساب شده، باعث اخراج راننده خانه می شود و بعد از آن مقدمات استخدام پدرش به عنوان راننده خانه فراهم می کند. تکثیر انگلی دیگر.
تمثیل ها شروع می شود
شاید با خودتان فکر کنید که فقط خانواده کیم انگل هستند، اما اینطور نیست. در اصل خانه میزبان است . خانواده پارک، خانواده کیم و خانواده مستخدم خانه، همگی انگل هستند. شاید به همین دلیل است که در پوستر فیلم، حتی چشم های خانواده پارک هم پوشانده شده است.
خانه در اصل نماد شبه جزیره کره است. طبقه بالا نشانگر کره جنوبی، انبار نماد منطقه نظامی بی طرف و زیرزمین نماد کره شمالی است. این مثال ها در مورد آدم های داستان هم صدق می کند.
خانواده مستخدم نماد مردم کره شمالی، خانواده کیم نماد کره جنوبی و خانواده ثروتمند نماد مردم دوستدار آمریکا یا سرمایه دار کره جنوبی است. حتی در مواقعی نماد خود آمریکا!
اما چگونه می فهمیم که میزبان در اصل خانه است؟ زمانی متوجه این موضوع می شویم که خانواده کیم سعی می کنند مستخدم را، که یکی از انگل های دیگر این خانه است بیرون کنند. این جاست که به این قضیه پی می بریم که همگی افراد حاضر در خانه به نوعی به این خانه چسبیده اند و از آن به عنوان میزبان استفاده می کنند.
نقد کاپیتالیسم.
یکی از زیباترین دیالوگ های فیلم از زبان مادر خانواده کیم در جواب به پدر خانواده گفته می شود؛ جایی که پدر می گوید:
« زنه مهربونه. با اینکه پولدار و خنگه ولی مهربونه».
زن اما با زبانی تیز و بُرنده می گوید:
« نگو مهربون و پولداره. بگو چون پولداره، مهربونه. من هم اگر این قدر پولدار بودم، مهربون بودم. حتی بیشتر از اون! ».
در ادامه زن مستخدم، نمادی از کره شمالی، که پیش تر در موردش صحبت کردیم، وارد می شود. او بدون اینکه در دوربین های امنیتی دیده شود، وارد خانه می شود. مستخدم حتی از کره جنوبی، مادر خانواده کیم، می خواهد که با هم از کره شمالی دیدن کنند!
و اینجا وارد بخش دوم فیلم میشویم. زیرزمین مخفی و شوهر گرسنه مستخدم را می بینیم. شوهر زن مستخدم کسی است که به مدت ۴ سال از دست طلبکارهایش فراری است و در این زیرزمین، مخفیانه زندگی می کند.
حال به دیالوگ ها بر میگردیم. مرد می گوید: «چقد گشنمه!». بله، کره شمالی گرسنه است و کره جنوبی از دیدن این بسیار متعجب است. زن مستخدم اشاره می کند که سیم دوربین های امنیتی را قطع کرده است و کیم مادر را با نام «دونگ_سنگ» یعنی خواهر کوچکتر خطاب می کند، اما این کار به مذاق او خوش نمی آید. پس این دفعهاو را با نام «اونی» یعنی خواهر بزرگتر خطاب می کند.
در ادامه کیم مادر می پرسد که: «چندسال است که وضعیت این گونه است؟» مستخدم می گوید: « ۴ سال». این ۴ سال تمثیلی از چهار کیلومتر محدوده DMZ است؛ محدوده بی طرفی که دو کره را از هم جدا کرده است.
مادرخانواده کیم تهدید می کند که به پلیس زنگ می زند. همچنین از اینکه زن مستخدم او را مستمند می داند، خوشش نمی آید و این موضوع را قبول ندارد. مستخدم التماس می کند که او به پلیس زنگ نزند. در ادامه با حرکتی از جانب کار خراب کن همیشگی یعنی پدر خانواده کیم مواجه میشویم؛ کسی از اول فیلم می دانستیم که خراب کاری ها معمولا زیر سر او است. اینجا ورق بر می گردد. مستخدم تهدید می کند که واقعیت را به خانواده ثروتمند اطلاع میدهد.
اینجا خانواده کیم یا نماد کره جنوبی به دفاع از خانواده ثروتمند یا آمریکا برمی خیزد و می گوید: «این خانواده مهربان با تو چکار کرده اند؟». در این جا است که خانواده مستخدم به تمثیل محکمی از کره شمالی تبدیل می شود. مستخدم دائما با تهدید زدن دکمه ارسال، که مانند موشک عمل می کند، خانواده کیم یا کره جنوبی را تحت فشار قرار میدهد.
نمایش تضاد های معنی دار در فیلم انگل
فیلم انگل پر از تضادهای معنی دار است. باران برای یکی دستمایه امتحان چادر آمریکایی است و برای دیگری به معنای به لجن کشیده شدن خانه و زندگی اش است. انگار سهم زندگی خانواده کیم فقط دیدن ادرار کردن ولگردها یا شاهد بودن معاشقه زن و شوهر خانواده ثروتمند بر روی مبل است!
اما عنصر دیگری که دائما جایگاه خانواده کیم را یادآوری می کند، بوی تن آن ها است. جالب است بدانید که بو، سریعتر از چهره ، افراد را به خاطرمان می آورد. به همین خاطر است که می گذارند افرادی که آلزایمر دارند یا در کما رفته اند، عطرهای آشناهایشان را استشمام کنند.
اولین نفری که متوجه بوی تن مشابه خانواده کیم می شود، پسر کوچک خانواده است. بعد از آن آقای پارک که نمی داند خانواده کیم زیر میز هستند، می گوید بوی آقای کیم اینجا است. همان بوی تن افرادی که در مترو هستند یا اصطلاحا بوی افراد فقیر. این نگاه بورژوا ماب آقای پارک است که در انتها خشم کیم پدر را دو چندان می کند و آقای پارک را می کشد.
راه پله ها نیز تضادی دیگر در فیلم هستند. در صحنه های پیشرفت خانواده کیم، راه پله ها حضور دارند و معمولا در حال طی شدن به سمت بالا هستند، اما زمانی که اوضاع بهم می ریزد را به خاطر بیاورید. خانواده کیم با چه سرعتی از شیب پله ها به سمت خانه خودشان فرار می کنند، گویی که این پیشرفت ها حبابی بیش نبوده و تقلبی بودنشان را به بی رحمانه ترین وجه به آن ها یادآوری می کند.
کلام آخر
فیلم در ابتدا به شکلی کمدی روایت می شود، اما کم کم به کمدی سیاه تبدیل می شود. به جمله آقای کیم دقت کنید:
«به این آدم نگاه کن، این برنامه ریزی کرده که الان اینجا باشه؟»
به عاقبت ترسناک پدر خانواده کیم فکر کنید. او هم زندگی انگل وار شوهر مستخدم را در پیش گرفته است. در حالی که جایی به شوهر مستخدم گفته بود: «چگونه می توانی چنین جایی زندگی کنی؟»، اما او خودش هم اسیر زیرزمین شده بود. می توان گفت شوک آخر را پسر خانواده به ما تماشاگران وارد می کند. او نقشه دارد تا پولدار شود و بتواند پدرش را از آن خانه بیرون بیاورد تا بلکه پدرش بتواند از آفتاب روز لذت ببرد.
این پیام کل فیلم است: «اگر می خواهی زندگی انگل وار نداشته باشی و به عنوان انسان زندگی کنی، باید ثروتمند شوی و طبق قوانین پیش بروی». پیامی بس ترسناک و حقیقی.
فیلم انگل را دیده اید؟ آن را چگونه یافتید؟ اگر فیلم انگل را دیده اید، نظر خود را با «پاسخ از ما» در میان بگذارید.
بازیگران فیلم انگل
تیزر فیلم انگل
خییییلی فیلم خدایی بود! اصن بونگ جون هو همون موقع که فیلم the host رو ساخت معلوم بود چقدر کارش درسته! البته من هنوز فیلم خاطرات یک قتل رو ندیدم. اونم میگن خیلی خوبه. این فیلم اسکارو ۲۰۱۹ رو ترکوند.
احسان عزیز
ممنون از اینکه نظر خود را با پاسخ از ما به اشتراک گذاشتید. بله. درست می گید. امیدوارم بررسی فیلم انگل براتون مفید بوده باشه. این فیلم تونست نقد ها و بازخورد های مثبت زیادی رو بگیره. توصیه می کنم یه سری هم به مقاله بررسی بهترین های اسکار ۲۰۱۹ بزنید.
من اول فکر کردم از رو انیمه parasite ساخته شده. ولی بعد دیدم نه کلا یه فیلم مستقله. خیلی قشنگ بود. خیلی وقت بود همچین فیلم خوبی ندیده بودم.
حامد عزیز
ممنون از اینکه نظرتان را با ما در میان گذاشتید. بله. حتی منم اولش همین رو فکر کردم. انیمه بازها یک آن تعجب کردن. چون فکر کردیم لایو اکشن هست! اما خوب انگل یه فیلم مستقل بود. شاید مقاله بررسی بهترین انیمه های ۲۰۲۰ براتون جذاب باشه.